این دو نفر


نمایشگاه گل و گیاه شهرداری تهران

پنجشنبه ۱۳۸۸/٢/٢٤

این روزها نمایشگاه گل و گیاه در بوستان گفتگو (تقاطع بزرگراه چمران و بزرگراه حکیم) از ساعت ۹ صبح تا هشت و نیم شب برپاست. این نمایشگاه از طرف شهرداری تهران برگزار شده و آخرین روزش ۲۶ اردیبهشته.

فکر نمی‌کنم لازم باشه توضیح خاصی در مورد زیبایی این نمایشگاه بدم! فقط چند تا عکس این‌جا می‌ذارم که اگه فرصت نمی‌کنید برید و از نزدیک نمایشگاه رو ببینید، حسابی دلتون بسوزه!!

پیشاپیش از واضح نبودن بعضی از عکس‌ها عذرخواهی می‌کنم. دیشب بسیار باعجله و در نور کم عکس گرفتم!

 

عکس ۱: زیباترین رزهایی که در تمام زندگیم دیدم!

 

عکس 2:

 

عکس 3:

 

عکس ۴: زیباترین درختچه‌ی آزالیا که در تمام زندگیم دیدم!

 

عکس ۵: یک تپه آزالیا

 

عکس ۶: بزرگ‌ترین کاکتوس آکینو که در تمام زندگیم دیدم! ‌(قطرش حدودای نیم متر بود!)

 

عکس ۷: باغچه‌ی لاله!

 

عکس ۸:‌لاله (به گلبرگ‌های فرفری توجه کنید!!)

 

عکس ۹: هیچ حرفی نمی‌زنم!

فیزیک ناب محمدی!

یکشنبه ۱۳۸۸/٢/٢٠

 

ترم گذشته یکی از درس‌هایی که داشتم درس فیزیک سیستم‌های نامنظم بود با دکتر کریمی‌پور. توی یکی از جلسات، دکتر کریمی‌پور داشتند در مورد نمودارهای فاینمن حرف می‌زدند و برای مهم جلوه دادن این نمودارها، ادعا کردند که ما اگر هر کتاب فیزیکی رو باز کنیم با برهمکنش‌های چندذره‌ای مواجه می‌شیم و توصیف این برهمکنش‌ها بدون استفاده از نمایش فاینمن خیلی دشوار و عملاً غیرممکنه!

در این لحظه یکی از بچه‌ها گفت: "دکتر! ولی توی کتاب‌های فیزیک محاسباتی، من هیچ‌وقت نمودارهای فاینمن رو ندیده‌ام!" دکتر کریمی‌پور هم با هوشمندی خاص خودشون گفتند: "آخه فیزیک محاسباتی جزء فیزیک ناب محمدی نیست!"

 

راه‌های شناختی فیزیکی!

چهارشنبه ۱۳۸۸/٢/۱٦

چند وقت پیش، با جمعی از دوستان ِ فیزیک خونده، رفته بودیم کوه. صحبت از چادرهای مسافرتی رنگارنگی شد که چند ساله استفاده ازشون بین مردم خیلی رایج شده. داشتیم از این حرف می‌زدیم که ظرفیت این چادرها چند نفره که توی بحث دچار اختلاف شدیم! یکی از دوستان (که از قضا تجربی‌کار هم بود!) برای این‌که بفهمیم توی این چادرها چند نفر آدم وجود داره پیشنهاد کرد که سنگی از پنجره به داخل چادر پرتاب کنیم و نتیجه را بررسی نماییم! دوست دیگه‌مون که کار محاسباتی انجام می‌ده، گفت: "شما تجربی‌کارها عادت دارین از هر چی می‌خواین سر دربیارین یه چیزی به سمتش پرتاب می‌کنید ببینید چی می‌شه!!"

معجزه

چهارشنبه ۱۳۸۸/٢/٩

یکی از فکرهای بامزه‌ای که توی مکه، در راه مسجدالحرام، به مغزم وارد شد این بود که اگه یه نفر همین الان بیاد و ادعای پیامبری کنه، احتمالاً ازش خواهیم خواست چه معجزه‌ای انجام بده تا رسالتش رو باور کنیم! داشتم به این فکر می‌کردم که چی شد عرب‌ها از محمد (ص) خواستند که مثلاً یه درخت رو جابه‌جا کنه یا ماه رو نصف کنه یا کارهایی از این قبیل! خب یه چیز بهتر و مفیدتر ازش درخواست می‌کردند!

باز هم بامزه‌ترین جوابی که واسه این سؤال به ذهن من رسید این بود که مثلاً ازش بخوایم یه سی‌پی‌یو بیاره که بشه باهاش تمام بدن انسان رو با دینامیک مولکولی شبیه‌سازی کرد!!!

جواب فرنوش به این سؤال این بود که تمام بیماری‌های موجود در دنیا رو از بین ببره! خب این پیشنهاد خیلی خوبیه اما گویا معجزه نباید با سنت‌های خدا در تضاد باشه! وجود بیماری هم ظاهراً از سنت‌های خداست!!

شما چی فکر می‌کنید؟ J