این دو نفر


از خون جوانان وطن لاله دمیده

پنجشنبه ۱۳۸۸/۳/٢۸

 

این روزها عزادار ظلمی هستیم که به ما تحمیل شده است! این یادداشت دکتر شیرزاد، مثل بسیاری دیگر از یادداشت‌های ایشان زیبا و تأثیرگذار است. می‌دانم که اکنون وقت زاری نیست ولی این اشک‌ها در اختیار من نیست! تصنیف زیبای خون جوانان با صدای استاد شجریان (از آلبوم راز دل) شاید مرثیه‌ای باشد برای این عزا و شاید شنیدنش تسلایی باشد بر این درد.

متن کامل شعر (سروده‌ی عارف قزوینی):

هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطهٔ ری رشک ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانهٔ ویران
یارب بستان داد فقیران ز امیران

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو، سینه سپر کن

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

از دست عدو نالهٔ من از سر درد است
اندیشه هر آن‌کس کند از مرگ، نه مرد است
جان بازی عشاق، نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده است
جز جام، به کس‌دست، چو خیام نداده است
دل جز به سر زلف دلارام نداده است
صد زندگی ننگ به یک نام نداده است

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

داد از این بیداد

شنبه ۱۳۸۸/۳/٢۳

خدایا! هر چی رو که توی این روزها، بین من و تو گذشته، فقط تو می‌دونی و من! من بنده‌ی نافرمان ِ تو هستم و تو هم این رو می‌دونی! فقط لطفاً این رو هم بدون که نمی‌تونم ببخشمت! همین!

آلفااکتینین‌های من!

پنجشنبه ۱۳۸۸/۳/٧

مدتیه که همراه با تعدادی از دوستان داریم سعی می‌کنیم نحوه‌ی فعال شدن یکی از پروتئین‌های معروف بدن به نام آلفااکتینین رو به روش دینامیک مولکولی شبیه‌سازی کنیم تا سر از کارش دربیاریم. داشتم توی اینترنت دنبال مقاله‌های مربوط به آلفااکتینین می‌گشتم که توجهم به دستم جلب شد! دیدم که انگشت‌های دست من چقدر راحت کلیدهای صفحه کلید رو فشار می‌دن! به این فکر کردم که همین الان میلیاردها آلفااکتینین توی سلول‌های ماهیچه‌ای انگشت‌های دستم لحظه به لحظه دارند فعال می‌شن و باعث می‌شن انگشت‌های من بتونن حرکت کنند! ناخودآگاه خندیدم و برای هزارمین بار شگفت‌زده شدم!

سبز سبزم، ریشه دارم

یکشنبه ۱۳۸۸/۳/۳

یادمه از اون زمانی که در دوره‌ی هشتم انتخابات ریاست جمهوری (دومین دوره‌ی آقای خاتمی) شرکت کردم و به آقای خاتمی رأی دادم و ایشون رییس‌جمهور شدند، به بعد، هر وقت که من در هر انتخاباتی شرکت کردم (در تمامی انتخابات‌های برگزار شده از آن روز تا به امروز!) هیچ وقت اون کسانی که من بهشون رأی دادم، انتخاب نشدند و از صندوق رأی بیرون نیومدند! به همین خاطر تصمیم گرفتم در این انتخاباتی که در پیش رو داریم، به حول و قوه‌ی الهی، به آقای احمدی‌نژاد رأی بدهم!