این دو نفر


عصر ارتباطات

یکشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٩

چند روز پیش، در تا خورشید، وبلاگ یکی از اعضای هیات علمی مرکز پژوهش‌های علوم بنیادی (IPM)، که از دانش‌جویان سابق دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف هم بوده‌اند، مطلبی را خواندم در مورد عدم استقبال همکاران ایشان در IPM از اختصاص دادن یک مدت زمان خاص در طول روز برای صرف چای و گپ زدن با هم. در همین راستا، تصمیم گرفتم با توجه به اوضاعی که هم اکنون در دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف وجود دارد، یک پیش‌بینی برای آینده انجام بدهم! برای این کار سعی کردم در ابتدا لیستی تهیه کنم از دانش‌جویان دکترای فیزیک در این دانشکده، که من آن‌ها را می‌شناسم و به احتمال زیاد در آینده‌ی نه چندان دور، همکاران هم خواهیم شد. نتیجه شد این لیست:

1.        آمنه ش (ورودی 83)

2.        افسانه ص (ورودی 83)

3.        فرزانه ش (ورودی 83)

4.        فاطمه م (ورودی 83)

5.        ناهید ع (ورودی 83)

6.        مجتبی م (ورودی 83)

7.        رضا م (ورودی 83)

8.        نیما ع (ورودی 83)

9.        فرهنگ ح (ورودی 83)

10.     محمد و (احتمالاً ورودی 84)

11.     محمدرضا ه (احتمالاً ورودی 84)

12.     مهدی ک (ورودی 84)

13.     شیما ف (ورودی 84)

14.     حنیف ه (احتمالاً ورودی 84)

15.     بهروز ا (ورودی 85)

16.     نعیمه ن (ورودی 85)

17.     رضا ر (ورودی 85)

18.     روح‌الله ح (ورودی 85)

19.     میرمحمدرضا ک (احتمالاً ورودی 85)

20.     رضا ش (ورودی 85)

21.     پیمان ش (احتمالاً ورودی 86)

22.     شانت ب (احتمالاً ورودی 86)

23.     علی‌اکبر ا (ورودی 86)

24.     فرنوش ف (ورودی 86)

25.     سحر ع (ورودی 86)

26.     حر د (ورودی 87)

27.     سیما ب (ورودی 87)

28.     حلیمه م (ورودی 87)

29.     لعیا گ (ورودی 87)

30.     اعظم م (ورودی 88)

31.     آذر ع (ورودی 88)

 

با توجه به این که تعداد دانش‌جویان دکترا در حال حاضر چیزی در حدود 100 نفر است می‌توانم نتیجه بگیرم که من حدود 70 درصد دانش‌جویان دکترا را اصلاً نمی‌شناسم! این ناآشنایی در آن حد است که حتی اسم آن‌ها را تا به حال نشنیده‌ام و اگر روزی آن‌ها را در جایی ببینم هرگز نخواهم فهمید که ما هم‌زمان با هم در یک دانشکده درس خوانده‌ایم! از طرفی، من شاید نهایتاً با ده نفر از افراد در لیست بالا دوست هستم (دوست به این معنی که با هم چای بخوریم و گپ بزنیم!) و بقیه را در حد سلام علیک مختصر می‌شناسم و حتی با بعضی‌ها در همین حد هم آشنا نیستم فقط می‌دانم که این اسم متعلق به کدام قیافه است! حتی اسم یا فامیل یا سال ورود (یعنی ابتدایی‌ترین اطلاعات ممکن!) برای بعضی از افراد در لیست بالا را نمی‌دانم و کلی فکر کردم بلکه به یاد بیاورم و می‌بینید که در بعضی موارد هم موفق نشدم!

با توجه به این‌که من بیش از نه سال در دانشکده‌ی فیزیک دانشگاه شریف زندگی کرده‌ام و بنابراین از دانش‌جویان نسبتاً قدیمی این دانشکده محسوب می‌شوم و با توجه به روحیه‌ای که من در خودم می‌شناسم (علاقمند به روابط اجتماعی هستم و تقریباً به راحتی با افراد دوست می‌شوم)، از سیمای عزیز (و البته از تمام خوانندگان فهیم این‌دونفر) می‌خواهم که عمق این فاجعه را در عصر ارتباطات، اندازه‌گیری و محاسبه کنند!

پی‌نوشت 1: فرنوش از من می‌پرسه واقعاً لازمه که ما بقیه رو هم بشناسیم؟!

پی‌نوشت 2: توجه کنید که من فقط اسم چهار نفر از هم‌دوره‌ای‌هام رو می‌دونم!!

 

Help!

سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٧

این روزها در حال یاد گرفتن یک بسته‌ی نرم‌افزاری برای شبیه‌سازی دینامیک مولکولی هستم و به همین خاطر توی لیست ای‌میل‌های مربوط بهش عضو شده‌ام. داشتم نکاتی که تذکر داده شده بودند رو می‌خوندم که به این جمله‌اش رسیدم: (توصیه شده بود که این مدلی سؤال نپرسیم!!)

I ran a million-atom problem for 10 hours on 100 processors with the attached 1000 line input script and something bad happened. Help!

تا به حال دیدید طرف میاد پیش شما که مثلاً یه دونه سؤال فورترن بپرسه، بعد یه مدت که می‌گذره به خودتون میاید، می‌بینید که دارید پروژه‌ی فوق‌لیسانسش رو براش انجام می‌دید؟ این جمله البته شاید خیلی به اون جمله‌ی بالایی ربط نداشته باشه ولی من نمی‌دونم چرا حس کردم می‌تونه مربوط باشه!