این دو نفر


اعتراض

چهارشنبه ۱۳۸٦/۳/۳٠

چند ماه پیش، وقتی رییس دانشکده عوض شد، اولین اتفاقی که زندگی خیلی از دانش‌جوها، از جمله "این‌دونفر" رو بسیار تحت تأثیر قرار داد، گرفتن اتاق از بچه‌های کارشناسی ارشد و عوض کردن اتاق خیلی از بچه‌های دکترا بود که به نحو بسیار عجولانه و ناشایستی انجام شد. در همون زمان، من این یادداشت رو برای "تکانه زاویه‌ای" نوشتم، اما از اون‌جایی‌که نگران زندگی مدیر مسؤول "تکانه زاویه‌ای" بودم، تصمیم گرفتم بی‌خیالش بشم. دیروز لابه‌لای کاغذهام پیداش کردم و فهمیدم که چرا این‌قدر همیشه دلم می‌خواست وبلاگ داشته باشم!! حالا این‌جاست و می‌تونید بخونیدش:

یکی از ویژگی‌های بارز ما ایرانی‌ها، که بدون تردید در وجود یکایک ما ریشه دوانده است، همانی است که همیشه از آن شکایت می‌کنیم اما وقتی نوبت به خودمان می‌رسد بدون اندکی فکر انجامش می‌دهیم. قضیه خیلی نیاز به توضیح ندارد! همه آشنا هستیم. وقتی در موقعیتی قرار می‌گیریم سعی می‌کنیم امتیازات و اختیارات ویژه‌ی آن موقعیت را به کسانی اعطا کنیم که بیش‌تر دوستشان داریم! ربطی هم ندارد که ما چند سال سن داریم، چه‌قدر سابقه‌ی کار علمی داریم، چه‌قدر سابقه‌ی کار اجرایی داریم، چه‌قدر مشکلات جامعه‌ی محل کار یا زندگی‌مان را می‌شناسیم. این رفتار از یک مدیر مدرسه گرفته تا شخص رییس جمهور در کشور ما رواج دارد، از جمله در دانشکده‌ی کوچک خودمان هم!

نکته‌ی جالب توجه این‌جاست که در مملکت ما، هیچ قانون کاملی وجود ندارد و همه‌ی قوانین به صورت موضعی (مکانی و زمانی) تعیین می‌شوند. لذا هر کس که در جایگاه جدیدی قرار می‌گیرد کاملاً مختار است تمام سیاست‌ها را تغییر بدهد، البته به این علت که اصولاً سیاستی وجود ندارد! و از آن‌جایی‌که افرادی که قبلاً در آن جایگاه بوده‌اند سیاست‌های اشتباهی را جاری کرده‌اند باید تمام قوانین را از نو نوشت و اجرا کرد و تمام آثار قبلی را نیز پاک کرد!

این روند در دانشکده‌ی ما نیز کم و بیش به همین شکل اجرا می‌شود. تحولات یک روزه‌ی کشور نشانه‌ی تغییر رییس جمهورند، تحولات یک روزه‌ی شهر نشانه‌ی تغییر شهردار و تحولات یک روزه‌ی دانشکده نشانه‌ی تغییر رییس دانشکده! و چون مسؤولین دانشکده کاملاً از ویژگی‌ای که در ابتدا مطرح شد مبری هستند، بنابراین جریانات و تحولات اخیر دانشکده به صورت کاملاً اتفاقی، تاکید می‌شود، کاملاً اتفاقی به نفع ایشان و دانش‌جویانشان رخ داده است و ما هیچ اعتراضی نسبت به این جریانات نداریم. اعتراض ما به نداشتن سایت جداگانه با تعداد دستگاه‌های مورد نیاز نیست، به نبودن صندلی در سایت هم نیست، بلکه به نبودن اکسیژن در سایت فعلی است! اعتراض ما به بلاتکلیف بودن، عدم دسترسی به مقالات، بسته شدن سایت پس از غروب آفتاب و تاریک بودن طبقه‌ی سوم جهت جلوگیری از توقف و تردد دانش‌جویان که طبعاً با ایجاد مزاحمت همراه است و هزار و یک مشکل بدیهی دیگر نیست، بلکه فقط به زیر پا گذاشتن احترام، وقت و در کل حق حیات ما در این دانشکده است. همین و بس.