این دو نفر


تهرون تهرون که می‌گن شهر خوبیه ولی ...

یکشنبه ۱۳۸٦/٤/۳

"خراب بشوی تهران، روی سر ناکس‌ها و نامرد‌ها و ... خراب بشوی. با آن زمستان‌های سخت و سرد و تابستان‌های گرم خشکت. نه رودخانه‌ای، نه دار و درختی، نه جوی آبی. به قول خانم مدیر مثل یک لکه جوهر روی کاغذ آب خشک‌کن پهن شده، همه‌جا دویده، مثل خرچنگ به اطراف دست‌انداخته‌ای. ای شهر خرچنگ قورباغه‌ای خراب بشوی."

این بد و بی راه‌ها سروده‌های بنده نیست. کار خانم سیمین‌دانشور در داستان "به کی سلام بکنم؟" است! خدایی، اگرچه با خراب شدنش مخالفم ولی عجب تصویر کاملی ارائه کرده! به خصوص با قضیه‌ی تابستوناش موافقم.

یاد شهر خودمون بخیر. با وجود کارهای زیادی که دارم حتما به همین زودی یه سر بهش می‌زنم.