این دو نفر


گفتگوی ویژه‌ی خبری

سه‌شنبه ۱۳۸٦/٤/٥

برنامه‌ی امشب گفتگوی ویژه‌ی خبری در مورد عملکرد اقتصادی و مالی دولت نهم بود. آقای الف، طرف‌دار سیاست‌های اقتصادی دولت نهم بود و آقای ب، از این سیاست‌ها انتقاد می‌کرد. (قصد سانسور کردن اسامی رو ندارم، اسم‌هاشون رو نمی‌دونم!) اولش که شروع شد، جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم تا بخوابم. کمی که گذشت نشستم. ده دقیقه‌ی آخر به شدت روی بالشتی که دستم بودم می‌کوبیدم، دندون‌هام رو روی هم فشار می‌دادم. بغض داشتم و دلم می‌خواست با مشت بکوبم توی یه دماغی! (هم‌خونه‌ایم شانس آورد که امشب پیشم نبود!) برنامه که تموم شد فهمیدم که سر پا ایستاده‌ام از شدت عصبانیت به سختی نفس می‌کشم. الان که آروم‌تر شده‌ام، دارم سعی می‌کنم نکات مورد توجهم رو در بحث امشب، لیست کنم:

1- آقای ب و حدود 50 – 60 نفر از اقتصاددان‌های کشور نامه‌ای به آقای رییس‌جمهور نوشته‌اند و از یک سری سیاست‌ها، به ویژه کاهش نرخ سود بانکی، انتقاد کرده‌اند. آقای الف به جای این‌که به بررسی این نامه و پاسخ دادن به انتقادها بپردازد، مدام می‌گفت چرا این آدم‌ها زمان دولت آقای خاتمی انتقادی نمی‌کردند! آقای ب که چند بار تأکید کرد که: "آقای الف! لطفاً بحث‌های سیاسی را وارد بحث اقتصادی‌مان نکنید. این افراد از دولت‌های قبلی هم انتقاد کرده‌اند و با بعضی از سیاست‌های آن‌ها هم مخالف بوده‌اند. حتی سال 1351، که من دانش‌جوی فوق لیسانس اقتصاد بودم، مقاله می‌نوشتم و از سیاست‌های رژیم طاغوت انتقاد می‌کردم. حتی در آن زمان هم کسی من را به جرم نقد کردن سیاست‌های اقتصادی دولت محکوم نمی‌کرد!!" آقای الف که دید انگار گند کار داره درمیاد، گفت: "بله، بله، سیاست را نباید با اقتصاد قاطی کرد ولی، در زمان آقای خاتمی نرخ تورم 15 درصد بود و الان 12 درصد شده، سیاست را نباید با اقتصاد قاطی کرد ولی در زمان آقای خاتمی چنین بوده و الان چنان شده!" و به این ترتیب، من بعد از مدت‌ها اسم آقای خاتمی را چند بار پشت سر هم از تلویزیون شنیدم. (یاد باد آن روزگاران یاد باد!)

2- نکته‌ی جالب توجهی که وجود داشت این بود که هر وقت آقای الف حرف می‌زد، آقای ب بسیار عصبی بود و کاغذهایی را که معلوم بود عمداً و برای سرگرم کردن خودش، جلوش ریخته، با شتاب‌زدگی ورق می‌زد. عینکش را تند و تند درمی‌آورد و دوباره می‌زد و چیزهایی هم یادداشت می‌کرد. اما هرگز وسط حرف آقای الف نمی‌پرید. درحالی‌که هر وقت نوبت آقای ب می‌رسید، آقای الف با یک لبخند همواره و بسیار حماقت‌آمیز به آقای ب نگاه می‌کرد و سر تکان می‌داد و هر جا احساس می‌کرد نظر خاصی دارد، به راحتی و بدون توجه به زمان اختصاص داده شده به آقای ب، عرایضش را بیان می‌فرمود!!! این مسأله باعث شد که آقای ب نتواند از دو دقیقه‌ی آخرش استفاده کند چون تقریباً دوتایی با هم داشتند حرف می‌زدند!

3- آقای ب پرسید "اگر می‌گویید نرخ تورم زیاد که نشده هیچ، کم هم شده، پس چرا اگر کسی پارسال بیست میلیون تومان پول داشت، می‌توانست در کرج خانه بخرد ولی امسال به هیچ وجه نمی‌تواند؟" آقای الف: "خوب، گران شدن مسکن زیاد هم به ضرر مردم نبوده چون خیلی‌ها از مردم که در مسکن سرمایه‌گذاری کرده بودند سود خوبی کردند!"

4- آقای الف: "سیاست را نباید با اقتصاد قاطی کرد ولی آقای خاتمی سال 76 که رییس‌جمهور شدند گفتند که یک اقتصاد بیمار را تحویل گرفته‌اند و در پایان ادعا کردند که یک اقتصاد سالم را تحویل داده‌اند. چه سالمی؟! آیا یارانه‌ها هدفمند شده بود؟ آیا زیرساخت‌ها اصلاح شده بود؟ آیا تورم کم شده بود؟ حتی سهمیه‌بندی بنزین در سال 83 به تصویب مجلس رسید اما دولت آقای خاتمی کوچک‌ترین توجهی به آن نکرد و حالا همه از احمدی‌نژاد انتظار دارند که در عرض این مدت کوتاه، این کار بزرگ را انجام بدهد و اگر چند روزی این کار به تأخیر بیفتد این را ضعف دولت می‌دانند. حتی سیاست‌های دولت نهم در راستای عدالت اجتماعی (یادمه اولین کسی که کلمه‌ی عدالت رو در ادبیاتش استفاده کرد خاتمی بود) است چون به مردم معمولی وام‌های کوچک می‌دهد و از دادن وام‌های کلان به افراد خاص کم کرده است." آقای ب: "کسی که به عنوان مثال پروژه‌ی پتروشیمی ارایه می‌دهد، طرح بزرگی دارد و باید وام بزرگی بگیرد اما این کار باعث می‌شود که برای خیلی از مردم معمولی موقعیت کار پول‌ساز فراهم شود. آیا باید هر کس دو میلیون تومان وام بگیرد و مثلاً ماشین بخرد و با آن کار کند؟ آیا هر کس خودش باید سرمایه‌ی کارش را فراهم کند؟"

5- آقای الف: "این که می‌گویید کاهش نرخ سود بانکی باعث گران شدن قیمت مسکن شده است، به این راحتی‌ها که می‌گویید نیست. باید کار کارشناسی روی این قضیه انجام بشود."

6- بحث‌های اقتصادی دیگری هم مطرح شد که چون جزییاتش یادم نیست نمی‌توانم بنویسم. اما به طور کلی آقای ب برای اتفاق‌هایی که آقای الف مطرح می‌کرد و به عنوان دست‌آوردهای دولت نهم نام می‌برد، دلایل اقتصادی بیان می‌کرد و در ادامه می‌گفت که این دست‌آوردها باعث چه زیان‌هایی شده‌اند یا می‌توانند بشوند!

خلاصه این‌که آخر برنامه که آقای ب حسابی داغ شده بود و شروع کرده بود به افشاگری و آقای الف هم داشت بی‌وقفه سؤالات چالش‌برانگیز برای آقای ب مطرح می‌کرد، حیدری، مجری برنامه، پایان زمان را اعلام کرد و قرار شد فردا شب همین بحث را ادامه بدهند. من که برنامه‌ی فرد شب رو نگاه نمی‌کنم چون قلبم ضعیفه، شماها نگاه کنید و توی وبلاگ‌هاتون برام تعریف کنید!