این دو نفر


چگونه حرفمان رابزنيم يا اين کجا اون کجا!

دوشنبه ۱۳۸٦/٥/٢٢

در دنیای سیاست‌های دروغین امروز دنیا، داشتن امکانات رسانه‌ای بزرگ‌ترین حربه‌ی رایج است، آنقدر رایج که حتی اگر به روش‌های نامتداول و غیر انسانی متوسل شوند، به چشم نیاید. رسانه‌ها دروغ می‌بافند، حقیقت را وارونه جلوه می‌دهند یا آن را کتمان می‌کنند و بسیاری آن‌ را به راحتی می‌پذیرند.

همان‌طور که یک‌بار هم قبلا گفته بودم این دروغ‌بافی‌ها همه جانبه است و منظورم دفاع از سمت و سوی خاصی نیست.

اما جالب است که دنیا را از دید رسانه‌ای فقط می‌توان به یک دسته تقسیم کرد! و آن هم دنیای غرب. این امکان در دست غرب (که با هوشمندی پیش از دیگران آن را به قدرتمندترین سلاح خود در مناسبت‌های جهانی تبدیل کرده است) به نظر می‌رسد که روز به روز قدرت بیشتری در اختیار این کشورها قرار می‌دهد تا هرکس را که می‌خواهند با افکار خود هم‌سو کنند.

در این بین دست بقیه‌ی دنیا آنچنان از بیان افکار خود در سطح وسیع کوتاه است که گاهی به نوعی خفگی تبدیل می‌شود که آن‌ها را وادار به فریادهایی می‌کند که شنیدنش در میان آرامشی که همان رسانه‌ها به مردم دنیا القا می‌‌کنند فقط نوعی پارازیت آزاردهنده محسوب می‌شود. هرچقدر هم که حرف خوبی برای گفتن داشته باشی اگر مخالف ریتم کلی رسانه‌ها باشد یعنی هذیان.

در این بین هیچ کس هم گناهی ندارد جز خود ما که با این همه ادعا حتی نمی‌توانیم رسانه‌ای قابل قبول داشته باشیم که بتواند بیان‌گر آرا و نظرات ما باشد. توسل به روش‌های غیر معمول و گاهی خلاف قوانین بین‌المللی هم کار را بهتر که نه، فقط بدتر می‌کند.

این همه حرف قلمبه سلمبه، در راستای این خبر بود ولی مثال جالبی از این قضیه را هم زهرا چند روز پیش در خیابان دیده بود که انگار آدمی با ظاهر کاملاً معمولی به آرامی می‌آید سر چهارراه می‌ایستد و انگار که دقایقی پیش وحی ای از جانب بالا دریافت کرده باشد بلند داد می‌زند که مردم به خدا ایمان بیاورید. کم فروشی نکنید. دزدی نکنید و ... . این حرف‌ها هرچقدر که خوب باشد، نحوه‌ی بیانشان غیر معمول و اثرشان معکوس است.