این دو نفر


درد دندانی کشیده‌ام که مپرس!!

شنبه ۱۳۸٦/٦/۱٧

این روزها دهنم داره سرویس می‌شه! هر هفته دارم می‌رم دندون‌پزشک تا بلکه چند سال غیبتم رو از مطب دندون‌پزشکی جبران کنم! علی‌رغم این‌که متولدین دی ترسو هستند ولی خوشبختانه من از دندون‌پزشکی نمی‌ترسم. فقط یه بار که بخشی از عصب‌کشی دندونم بدون بی‌حسی انجام شد، خیلی اذیت شدم.

قدر دندون‌های سالم‌تون رو بدونید!

جدای از درد عصب، چهل و پنج دقیقه باز بودن دهان تا نهایت ممکن، باعث پاره شدن کنار لبم شده بود و وقتی خمیازه می‌کشیدم اشک توی چشم‌هام جمع می‌شد.

قدر لب‌های به هم چسبیده‌تون رو بدونید!

دیروز هم دندون‌پزشکی بودم و دو تا دندون کنار هم توی دهنم هم‌زمان پر شدند. این بار یک ساعت و ربع دهنم تا نهایت ممکن باز بود. جالب بود که هر چه می‌گذشت این نهایت ممکن، کم‌تر و کم‌تر می‌شد! وقتی کار دندونم تموم شد دهنم فقط یک سانتی‌متر باز می‌شد! هیچ وقت به اندازه‌ی دیشب، از شام خوردن این‌قدر کلافه نشدم.

قدر لولای آرواره‌تون رو بدونید!

نتیجه‌گیری کلی:

قدر همه‌ی بدیهیات زندگی‌تون رو بدونید!

 

پی‌نوشت 1: فرنوش پیشنهاد کرد این بیت رو در وصف حال خودم بنویسم:

درد دندان دارم و دردش نمی‌داند کسی        داور دادار داند درد دندان‌درد را

 

پی‌نوشت 2: این یادداشت رو یک هفته پیش نوشته‌ام.