این دو نفر


پیر شديم، رفت!

چهارشنبه ۱۳۸٦/٦/٢۸

دیروز اولین روز سال تحصیلی جدید بود و بدترین شروعی که در تمام سال‌های رفتن به مدرسه و دانشگاه داشتم. با وجود این که شروع سال تحصیلی و مقطع جدید هم زمان شده بودند، اما هیچ هیجانی نبود. هیچ خاطره‌ای زنده نشد. هیچ احساس نویی به من دست نداد.

چراییش را نمی‌دانم. شاید بیش‌تر از همه به این خاطر که دیگر بین دوستان هم‌دوره‌ام نبودم و بدتر از همه این که زهرا هم کنارم نبود. دانشگاه شل و وارفته به نظر می‌رسید. کلاس درس زنده نبود.

ما پیر شده‌ایم یا اتفاق دیگری افتاده؟

اصلاً نمی‌دانم چرا این حرف‌ها را این جا می‌زنم.  

به هرحال شروع سال تحصیلی بر همه‌ی دوست‌داران علم و دانش مبارک! اگر هیجانی دارید و به قول آن بچه‌‌ی توی تلویزیون "خوشحال هستید" ما را هم یاد کنید.