تورم سیصد درصدی در پرتغال

دیروز رفتم سوپرمارکت، هی قیمت‌ها رو ضرب در ۴۵۰۰ می‌کنم می‌بینم توی این یک هفته‌ی اخیر چقدر قیمت همه چی این‌جا یه هو گرون شده! این روزها به طور متوسط هر نیم ساعت یک بار یادش می‌افتم و شروع می‌کنم به ضرب و تقسیم قیمت‌ها! عصرها عادت داشتم یه قهوه و کیک بخورم که می‌شد حدود یک و نیم یورو. حالا از وقتی که انقدر گرون شده دیگه اصلاً از گلوم پایین نمی‌ره! از این که دارم ماهی یک و نیم میلیون تومن بابت کرایه خونه پرداخت می‌کنم بدجوری بهم فشار میاد! پنج‌هزار تومن بابت یه سفر کوتاه شهری با مترو باید بدم؟! عمرا! پیاده می‌رم از این بعد اصلاً! گوشت و ماهی و مرغ کیلویی چهل‌هزار تومن؟! یه تیکه نون اندازه یه کف دست هزار و پونصد تومن؟! ...

این روزها سخته برام که به زندگی عادیم ادامه بدم، بدون این ضرب و تقسیم‌ها. سخته خیال کنم طوری نشده و قیمت‌ها همونه که قبلاً بود. لطفاً بهم نگید که «برو بابا تو هم! نفست از جای گرم بلند می‌شهفکر نکنید این یادداشت رو واسه خنده و مسخره‌بازی دارم می‌نویسم. این‌ها دردیه که هر لحظه می‌کشم. شما خنده‌تون می‌گیره به دردهای من ِ «خارج ِ گود نشین»؟ شایدم شما راست بگین. شایدم نفسم داره از جای گرم بلند می‌شه و اینا هم همش زر زیادیه که می‌زنم! اما راستش متأسفانه راه مؤثری بلد نیستم برای آروم کردن خودم، برای نفس کشیدن زیر این آواری که هر لحظه روی سرم خراب می‌شه. نمی‌خوام با اونایی که دارند داخل ایران زندگی می‌کنند همدردی کرده باشم یا ادای همدردی کردن دربیارم. من همدرد اونا نیستم! می‌دونم! اما نمی‌دونم که چطوری باید کابوس‌های همواره‌ی این ذهن پریشان رو خاموش کنم.

دیروز یکی از شاگردهای سابقم که حالا یه دخترخانم هفده ساله است، توی صفحه‌ی فیس‌بوکش خیلی کوتاه نوشته بود: «دوباره می‌سازمت وطن». بهش افتخار کردم، از صمیم قلب بهش و به خودم افتخار کردم. تا زمانی که باور «امید» رو از دست نداده باشیم، هنوز زنده‌ایم. ما زنده‌ایم و یه روزی که به امید خدا زیاد هم دور نیست، دست‌های همدیگه رو می‌گیریم و بلند می‌شیم. دوباره می‌سازیمش، با خشت جان خویش می‌سازیمش. می‌سازیمش به بهترین و زیباترین شکل ...

ما نه آنیم که زبونی کشیم از چرخ فلک ...

/ 9 نظر / 14 بازدید
علیرضا

حقوق مگه از همون پرتغال نمیگیری؟ پس حقوقت هم زیاد شده دیگه هر لحظه!!!

هستی

نمیدونم چرا وقتی‌ داشتم اینو می‌‌خوندم گریم گرفت...شاید راست بگویند کسانی‌ که فک می‌کنن این کشور درست شدنی نیست اما من : من مثل دانش آموزی که درس هندسه اش را دیوانه وار دوست میدارد تنها هستم و فکر میکنم که باغچه را میشود به بیمارستان برد(فروغ فرخ زاد)

کودک اهدایی

واقعا آجر میشه تو گلوی ادم یه لقمه نونی که میخوره فکر کنید مواد غذایی موردنیاز برای سلامتی هم انقدر گرون و البته بی کیفیت شده که ملت بعضیاشو فکتور میگیرن مثل لبنیات. گوشت ... تقاص بی کفایتی یه دولت در اداره اقتصادی/سیاسی/ .. یه مملکت رو ملت میدن. عوارض سلامتانه ش نسل بعد مشهود میشه

علیرضا

مقاله ی خوبی است: زيمبابوه با 13 و نيم ميليون نفر جمعيت، با اميد به زندگي برابر، 43 سال با نرخ بيکاري 94درصد، نرخ تورم بيش از 231ميليون درصد، توليد ناخالص داخلي سرانه تنها 500‌دلار آمريکا ... http://www.tavaana.org/archive.jsp?restrictids=nu_repeatitemid&restrictvalues=0101141870701347934867422&lang=fa

قاسم

گروه خونی‌ی شما به بی منفی تبدیل نشده است؟ لطفا بی مثبت باشید. زندگی هست هر چند دلار داره بالا می‌ره اما تا ابد که بالا نمی‌ره و زندگی در جریان خواهد بود چنان که حالا هست. آینده هم حتما بهتر خواهد بود چنان که امروز بهتر از گذشته است tinyurl.com/ftrial

علیرضا

قاسم واقعا امروز از 8 سال پیش بهتره؟!!!

قاسم

به علیرضا, آری بهتر شده است اما آنچنان که می‌خواستیم نشده است.

علیرضا

به قاسم: بهتر شدن دقیقا یعنی چی؟ چه شاخص هایی بهتر شده؟ تورم؟ بیکاری؟ آزادی های اجتماعی؟

قاسم

علیرضا, آینده بهتر شده است.