جدایی نادر و سیمین و بقیه …

به فرنوش می‌گم: «تو واقعا دوست نداری دیگه وبلاگ بنویسی؟ یعنی حتی هوس نمی‌کنی گاهی مثلا یه چند خطی بنویسی؟ یعنی دیگه هیچ حرفی برای گفتن نداری واقعا؟» می‌گه: «چرا! گاهی یه چیزایی به ذهنم می‌رسه. اما بعدش می‌بینم ننویسم بهترهمی‌گم: «آخه چرا؟ تعارف می‌کنی؟ یا باید تعارفت کنم؟ به هر حال بفرمایید داخل هر وقت خواستید! منزل خودتونه به هر حال

پی‌نوشت:‌ «جدایی نادر از سیمین» بالاترین جایزه‌ی سینمایی دنیا رو برده، مبارک‌مون باشه! منم دیدم این روزها همه حرف از «جدایی» می‌زنن، گفتم منم یه کم از «جدایی» این‌دونفر بگم.

/ 1 نظر / 10 بازدید
قاسم

اشاره و ارجاع به گفتگوهای خصوصی یک بی‌اخلاقی‌ی خیلی بد هست. من عجب مانده‌ام فرنوش چه شکلی هم صحبت به این بدی را تحمل کرده است؟ خدا صبرش بده