یازده سپتامبر خود را چگونه گذراندید؟

و به این ترتیب در دهمین سالگرد حادثه‌ی یازدهم سپتامبر، بنده دو بار سوار هواپیما شدم، با یه کیف پوستر (یک استوانه‌ی پلاستکی سیاه رنگ یک متری) روی شونه‌ام (و گاهی توی بغلم) که بسیار شبیه جای اسلحه بود و کلا تیپم رو تروریستی کرده بود! با اون تیپ، توی فرودگاه بروکسل در به در به دنبال نمازخونه می‌گشتم. دست آخر هم در یک عبادتگاه اورتدکس نماز خوندم و هر لحظه منتظر بودم که یه نفر یه چیزی بهم بگه!

و در تمام این مدت هم استاد بزرگوار بنده کنارم بود و هی بیخ گوشم می‌گفت که «هیچ می‌دونی امروز یازده سپتامبره؟ مامانم اینا و خواهرم اینا نشستند جلوی تلویزیون اخبار رو دنبال می‌کنند، از بس که نگرانند امروز اتفاقی برام بیفته!» و من در جوابش هر بار لبخند...

 


 

 

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
نجیه

واقعا که زهرا! بروکسل میایی بی خبر؟

مرجان

سلام زهرا جان ميشه از خودت بيشتر بنويسي.از زندگي در خارج از كشور و ادامه تحصيل در اونجا.

نجیه

آخی زهرا گلی. یهو دلم تنگ شد برات. من هنوز بروکسلم. تز نوشتن دست از سرم برنمیداره. انگلیسی تموم شده دارم فارسی می‌نویسم. ان‌شاالله ۳ اکتبر اینجا دفاع می‌کنم و ۲۴ام ایران. تو ایران نمی‌ری این مدت؟

نجیه

راستی اینطور از عکست میاد که بروژ بودی آره؟ جالبه! اولین باری که منم اومدم بروکسل وضعم همین بود

نجیه

حافظه‌ام رو با یه خروس قندی عوض می‌کنم. ولی باور کن بروژ‌هم اتاق شبیه این داشت. این بروژ یه شهریه تو بلژیک که ملت هی توش کنفرانس در می‌کنن و بهش هم میگن ونیز کوچولو