برای کودکان حمص

این روزها اسم شهر شما، حمص، خبرگزاری‌ها رو پر کرده، روزهای سیاه جنگ، روزهایی که آتش و خون از زمین و آسمون می‌باره. این روزها تصاویر شما رو که می‌بینم، یه درد سختی، من رو مچاله می‌کنه. این یادداشت رو برای این می‌نویسم که بگم من هم تلخی این روزهای شما رو کمی درک می‌کنم. من هم، اگرچه هیچ کمکی به شما نمی‌کنم، اما در این احساس دردتون، شریکم. چون هنوز هم صدای هواپیماهای جنگی توی گوشم هست. هنوز هم بمباران‌های شهرم رو خوب یادم هست. رویاهای کودکی من هم، مثل رویاهای شما، زیر تانک‌ها له شدند. اما ما بیگناه بودیم و هستیم. ما قربانی قدرتی هستیم که تانک و موشک و اسلحه داره و از ریختن «خون» نمی‌ترسه، قدرتی که بی‌شرمه، قدرتی که اسم «خدا» رو هم روی جنایت‌هاش می‌ذاره.

دیکتاتوری که رویاهای کودکی من رو بمباران کرد، چند سال پیش اعدام شد، درحالی‌که در آخرین لحظه اسم «خدا» رو به زبون می‌آورد. نمی‌دونم، شاید «خدا»ی دیکتاتورها هم همون «خدا»ی ما باشه، همون «خدا»یی که چیزهایی رو می‌دونه که ماها نمی‌دونیم*

این که می‌بینید آدم‌های اطراف‌تون به شدت زخمی می‌شن و می‌میرن خیلی ترسناکه، می‌دونم. اما نگران نباشید، چون «همه» می‌میرند. حتی دیکتاتورها هم می‌میرند و تموم می‌شن. درسته که رویاهای کودکی من و شما دیگه هیچ وقت زنده نخواهند شد و ما مرگ‌شون رو هرگز فراموش نخواهیم کرد، اما یادتون نره که شما هیچ وقت نباید متنفر باشید. قلب شما پاک‌تر از اینه که بخواید با نفرت از یه دیکتاتور، کثیفش کنید. درسته، این حق شما بود که این روزها شادمانه توی کوچه‌های شهرتون می‌دویدید و بازی می‌کردید و شادی رو نفس می‌کشیدید، نه بوی خون و ترس و اشک رو. اما این روزهای سیاه هم می‌گذرند و شما بزرگ می‌شید. آره، شما هم بزرگ می‌شید و یه روزی عاشق می‌شید. قلب پاک شما فقط جای عشقه، نه جای نفرت. روزهای خوب هم از راه می‌رسند و دنیا همیشه به این زشتی نمی‌مونه، این رو «خدا» گفته. آینده روشنه، فردا مال شماست. چون «خدا» بچه‌ها رو دوست داره. مطمئنم که «خدا» با شماست...

* و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینی می‌آفرینمفرشتگان گفتند: «آیا کسی را می‌آفرینی که در آن‌جا تبهکاری کند و خون‌ها بریزد، در حالی که ما تو را به پاکی می‌ستاییم و تقدیست می‌کنیم؟» خداوند گفت: «من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید.» (سوره‌ی بقره، آیه‌ی سی)

/ 5 نظر / 21 بازدید
حامد

چه قدر زیبا، چه قدر مهربون، چه قدر دردمند، چه قدر ساده، چه قدر خووووب.... به امید روزی که همه مبتلای عشق بشن...

سارا

شده تا حالا خدا بگه:ای بندگانی که ایمان آوردید،حالتون چه طوره؟

محمد

سلام خیلی جذابن و شاید دلیل اصلیش ساده بودنشه. من نوشته هاتو خیلی دوست دارم، ارزوی توفیق برات دارم.

الهه

آرام گرفته ایم موج های خفته ایم ما مرده های زنده ایم ما...

امین

خیلی خوب بود واقع خیلی خوب آدم بتونه چیزی را که تو فکرش می گذره و یا حسی را که نسبت به موضوعی داره به این سادگی و زیبایی بیان کنه خیلی از ماها هم همین دوران را سپری کردیم و الان هم داریم اونا را که مثل ما هستن ببینیم ولی فقط امثال شما می تونن اون را بیان کنن و ما هم می توانیم آن را تایید کنیم