وطن یعنی... (۳)

یعنی وقتی توی ترافیک سنگین عصر گیر افتادی و از توی پراید سفید کناریت صدای مرضیه میاد که می‌گه: «دو سه شبه که چشمام به دَره، خدا کنه که خوابم نبره، تو این قفس که زندون منه، دلم گرفته و منتظره، خدا کنه که خوابم نبره...» باور نمی‌کنین؟ اما راست می‌گم! وطن یعنی برهم‌کنش و اثرپذیری از تمام صداهایی که در حالت عادی، نویز محسوب می‌شن! وطن یعنی جایی که تو خودت یه نویز معنی‌دار هستی و معنی تمام نویزهای اطرافت رو هم می‌فهمی.

پی‌نوشت: دوستی می‌گفت ظاهراً خیلی داره بهت خوش می‌گذره که انقدر با «وطن» دلبری می‌کنی توی وبلاگت! خوش می‌گذره؟! نمی‌دونم! قلب هزار تیکه‌ی من مدت‌هاست معنی «خوش گذشتن» رو دیگه یادش رفته.

/ 4 نظر / 32 بازدید
بیرونی

دو نگاه به وطن یا هر چیز داریم. تفاوت این دو نگاه را با مطلب زیر بیان می‌کنم. برای شخصی که گاه به گاه از مترو استفاده می‌کند فروشندگان درون مترو یک فرصت هستند. اما شخصی که هر روز روزی بیش از یک ساعت در مترو می‌گذراند فروشندگان درون مترو را یک فرصت یا امکان نمی‌بیند. صدای آنها و فروش آنها و کارشان مزاحم آرامش اوست. شما اکنون ناظری هستید که چند صباحی قرار است این جا باشد و هر ضعف و بدی‌ای را هم یک فرصت می‌بینید. اما یک فرد که قرار است سالها در این جا نگاه کند بینشی یا نتیجه‌ای چون شما ندارد.

فرنوش

من ۳۱ سال در ایران زندگی کردم و امیدوارم باز هم بکنم و در تمام این سال‌ها همیشه از فضای مترو و خیابان‌های ایران لذت بردم. راه رفتن در محله‌های قدیمی شهرهای ایران علی‌رغم جوب‌های خراب و پارک کردن‌های بد مردم و سطل آشغال‌های بدبو برایم جالب بود. احساس خوبی را که در ارتباط با مردم ایران داشتم هیچ کجای دیگر در ارتباط با بافرهنگ‌ترین مردم دنیا نداشته‌ام. وطن من بدی‌هایی دارد که منکرشان نیستم و نیستیم اما خوبی‌هایش برایم بسیار پررنگ‌تر از آن بدیهاست. می‌دانم که ما آدم‌ها متفاوتیم. در نگاه من اگر روزی سه بار هم سوار مترو شوم فروشنگان پر سرو صدای مترو فرصتند. فرصت دیدن زندگی. نگاه کردن به برخورد مردم کشورم با هم و کنش متقابلشان برایم لذتی دارد که دیدن مردم با فرهنگ به صف شده پشت چراغ قرمزی که هیچ ماشینی از آن عبور نمی‌کند، ندارد.

بیرونی

فرنوش اگر جوابتان به این جانب بوده است باید اضافه کنم که شما پیر شده‌اید یا از ذهنتان چنان که باید استفاده نمی‌کنید تا زیبایی‌های فرهنگهای دیگر و روابط انسانی‌ی آنها را ببینید که این چنین به آنان تاخته‌اید.

فرنوش

من واقعا کجای حرفم به کسی تاخته‌ام؟ با اعلام پیر بودن من قراره درستی حرف شما ثابت بشه؟ از ذهنتان چنان که باید استفاده نمی‌کنید، ترکیب شیک شده‌ی نوعی فحشه؟ متاسفانه مدل بحث کردن و حرف زدنتون جالب نیست. من مقایسه کردم و در جواب شما گفتم سلیقه‌ی خودتون رو به دیگران تعمیم ندید. هستند امثال من که ایران و مردم ایران رو حتی در مقایسه با مردم با فرهنگ دیگر نقاط دنیا، عمیقا و حتی به مدت طولانی دوست دارند.