پیشرفت‌های خیابانی وطنی

کنار خیابون ایستاده بودم که رد بشم، کسی از پشت سر منو صدا کرد. برگشتم و دیدم که یه آقایی با صورت تراشیده و عینک و کت و شلوار، خیلی شیک و پیک پشت فرمون ماشینش نشسته. پیش خودم گفتم لابد آدرسی چیزی می‌خواد بپرسه. رفتم نزدیک‌تر و گفتم «بله، بفرماییدیه مکثی کرد و نگاه تیزی به صورتم انداخت. منم ابروهام رو در هم کشیدم که یعنی «منظور؟آقا که متوجه تعجبم شد گفت «ببخشید خانوم! من قصد مزاحمت ندارما. فقط خواستم بگم شما خیلی انرژی مثبت دارید. برای من دعا کنیدلبخندی زدم و گفتم باشه و راهم کشیدم و رفتم. با خودم فکر می‌کردم این دیگه چه مدلش بود! قدیما عادت داشتند مسخره کنند. از فرق سر تا نوک پا رو تماشا می‌کردند و تهش به رنگ یا مدل لباس یا قیافه یه چیزی می‌پروندند که آدم رنجیده می‌شد. بعدها یه خورده پیشرفته‌تر شدند و از کلمات قشنگ استفاده می‌کردند: چه خانمی، چه خوشگلی! اما ظاهرا تازگی‌ها از کلمه‌ها و ترکیب‌های خیلی مؤدبانه و عرفانی به عنوان «متلک» استفاده می‌کنند! این حقیقت که همچنان مزاحمت‌های خیابانی وجود دارند خبر خوبی نیست اما این همه پیشرفت در مدلش جای تعجب و شاید حتی خوشحالی داره.

پی‌نوشت ۱: من نمی‌خوام، مثل شادی صدر، همه‌ی مردهای ایرانی رو متهم به رفتارهای زشت خیابونی بکنم اما با توجه به مشاهدات شخصی خودم، یه درصد قابل توجهی از مردهای ایرانی رو مبتلا به این بیماری می‌دونم. نمیتونم بفهمم برافروخته و دستپاچه و عصبانی کردن یه دختر رهگذر، چه جور لذتی واسه مردهای «مزاحمت‌ایجادکننده» داره که انقدر به صورت وسیعی بین مردهای ایرانی رایجه. (آقایون اگه این رو توضیح بدن، ممنون می‌شم.)

پی‌نوشت ۲: بذارید یکی از مشاهدات اخیرم رو براتون تعریف کنم. در سفر اخیرم به ایران عزیز، در هر دو پرواز استانبول به تهران و تهران به استانبول، نحوه‌ی حرف زدن مردهای ایرانی‌ای که اطراف من نشسته بودند و من صداشون رو می‌شنیدم، با مهمانداران خانم ترک خیلی شرم‌آور بود. به این ترتیب که برای صدا زدن‌شون از عبارت‌های فارسی خیلی زشت و بی‌ادبانه مثل «زنیکه‌ی فلان» استفاده می‌کردند و از این که خانوم‌های مهماندار متوجه نمی‌شدند و در جواب بهشون لبخند می‌زدند، به طرز وقیحانه‌ای خوشحال می‌شدند!

/ 4 نظر / 9 بازدید
قاسم

این مشکلی هست که پسران و دختران ایرانی داشته‌اند و دارند و خواهند داشت. پسرهای ایرانی فکر می‌کنند دخترهای ایرانی مبتذل و چرند و دخترهای ایرانی فکر می‌کنند پسرهای ایرانی ضایع و افتضاح هستند. هر دسته هم خداتا استدلال که موی لای درزش نمی‌رود دارد. این از نتایچ اجتناب ناپذیر جداسازی‌ی جنسیتی بوده است و می‌باشد. هیچ کشوری نمی‌تواند انسانها را بر اساس میان پایشان دسته بندی و کلاس بندی کند و انتظار داشته باشد جامعه‌اش به ابتذال کشیده نشود.

ناهید

تفکیک و جداسازی جنسیتی که گفته شد موافقم! وقتی کوچکترین شناختی از دنیای هم ندارن و همیشه هم وادار شدن که از هم دور باشن این قبیل کارها شاید اندکی ارضایشان بکند، شاید!

قاسم

جداسازی جنسیتی نوعی از آپارتاید است که حقوق بشر را نقض می‌کند. شما نمی‌توانید آپارتایدی سیستماتیک رد جامعه‌ای داشته باشید و جامعه آپارتاید را تبلیغ کند و این آپارتاید مشکلی ایجاد نکند. آیا می‌توانستیم قبل از رفع آپارتاید نژادی بر علیه سیاهان بگوییم اگر سیاهان و سفیدان را از هم جدا کنیم, به مشکلی بر نمی‌خوریم. سیاهان و سفیدان هیچ گاه با هم برخورد نمی‌کنند که بخواهیم نوع برخورد با یکدیگر را به آنها یاد دهیم؟ این مثال را می‌توانید قیاس مع الفارغ یا خلط مبحث استدلال کنید و من دو بار جواب شما را دهم و در انتها به یک گزاره‌ی تصمیم ناپذیر برسیم. پس اکنون تنها به عنوان مثالی نه چندان قاطع در نظرش بگیرید که در نبود فروکاستی علوم اجتماعی هیچ مثالی را نمی‌توان برای اثبات مثالی دیگر استفاده کرد. تمام جستجوهای من به فیلتر جمهوری اسلامی ایران برمی‌خورد. خودتان بگرید و سعی کنید مطالبی در مورد عوارض جانیی جداسازی‌ی جنسیتی از کودکی تا مرگ پیدا کنید.

گلی

متاسفانه مردم ما خیلی مریض شده اند