بهشت کوچک زمینی

یه جاهایی هست روی زمین که به نظر من، می‌شه اسمش رو «بهشت زمینی» گذاشت. شما هم حتما تا به حال بارها و بارها جاهایی بودید و دیدید که به نظرتون شاید شایسته‌ی این اسم زیبا باشند. مثل جاده اسالم – خلخال، مثل جنگل ابر، مثل روستای ماسوله، مثل ساحل‌های ماسه‌ای و صخره‌ای نظره (در پرتغال)، مثل خیلی جاهای دیگه...

چند شب پیش، من یکی از این بهشت‌های کوچک زمینی رو کشف کردم: سالن پروازهای ورودی فرودگاه مهرآباد! باور کنید خود بهشت بود! تازه چمدونم رو از روی ریل برداشته بودم و داشتم می‌رفتم بیرون که سوار تاکسی بشم. اما فضای اون‌جا اون‌قدر شیرین و دلنشین بود که از رفتن منصرف شدم و یه کناری وایستادم به تماشا کردن آدم‌ها. آدم‌هایی که می‌خندیدند، از شوق گریه می‌کردند، همدیگه رو بغل می‌کردند و می‌بوسیدند... به خدا حتی خانوم و آقا همدیگه رو بغل می‌کردند و می‌بوسیدند، توی همین تهران خودمون، توی همین جمهوری اسلامی!

بهشت همینه، جایی که کسی رو که دوستش داریم بغل می‌کنیم و می‌بوسیم، و سالن پروازهای ورودی فرودگاه‌های دنیا، بهشت‌های واقعی روی زمین‌اند...

/ 3 نظر / 32 بازدید
مریم

فکر کنم منظورت سالنی هست که برواز ها می شینه.. چون اونیکی به نظر من جهنه.. خداحافظی و گریه... حالا شاید یه بار توی اون سالن که می گی بمونم یه خورده حسم به فرودگاه خوب بشه..

قاسم

دفعه‌ی بعد خبر بده ان شالله ویزای ورود به این بهشت را برایت صادر کنیم. در برزخ تماشا نمانی